شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام دوستان

ساعت ویکتوریا
+ [تلگرام] " دل . . ." دل شکسته من به غم نشسته من به بحر غرقه ي موج به گِل نشسته من دل رميده ي من ز خود بريده ي من به پاي عشق نگار به غم رسيده ي من دل پريشانم خراب و ويرانم بريده اي ز جهان چرا ؟ نميدانم! @kolbeh_shaer
+ [تلگرام] "بوسه خيال " عشق بازي ميکنم با خاطرات يار خود بوسه گيرم از خيال بوسه دلدار خود دُر چشمان تَرَم ، تَر ميکند اين باورم صد فغان و صد فغان ،زان چشم و قلب زار خود @kolbeh_shaer
+ [تلگرام] "پيام حضور " او راي نياورده ولي ما برنده ايم چون دست به دست ولي مان سپرده ايم سرخوش ز سعي و تلاش مقدسيم ما همچنان در ره پاک تو مانده ايم بهر ظهور پاک تو منجي اين جهان در تعرفه ردي ز ظهورت نشانده ايم حاشا که خم بشود سر، بر يزيديان سرها و خونهاي فراوان که داده ايم در راه حفظ نظام و ظهور تو چون حر و حبيب و زهير ، ايستاده ايم خالي نمي شود آقا ، گردتان ز مردها ما بر سر آن عهد که بستيم ، مانده ايم ما با حضور بر سر صندوق هاي راي آن متن و آن پيام که بايد ، رسانده ايم @kolbeh_shaer
+ [تلگرام] "حراجي" اي عشق بيا که در سرم آزار است قلب ويران ، چو الماسِ سر بازار است اي عشق بيا که مشتري بسيار است جنگ بر سر عشق ، به درهم و دينار است اي عشق کجايي که دلم داد زند با بغض و صداي خفته فرياد زند اي مشتريان اين حراجي ، مردم کم نيش زنيد به زخم من چون کژدم اين عشق که ارزشش الماس است وصلش نه به درهم ، که با احساس است حاشا که به بازار حراجش ببريد آنرا که مريض است ، علاجش بدهيد اين قلب که مريض است ، پر از باران است آن هم زفراق صاحبش ، رضوان است درد است فراق و وصل درمان درد جز اين چه به عاشقي دل بايد کرد؟ @kolbeh_shaer
+ [تلگرام] عاشقان را بدهيد مژده از اين بانگ و خبر جلوه گر شد حرم شاه بهنگام سحر روزه داران بنويسند به روي پر سار از فلک آمده اند پاي بساط افطار @kolbeh_shaer
+ [تلگرام] "عذر تقصير" عکسهايت در دل من مينشيند نازنين هرکجا باشد، خيابان ، آسمان يا در زمين با که باشي ، بر سر ميز ، مقنعه يا روسري فرق ندارد ، چون هميشه بر دلم تاج سري عشق تويي ، جانم تويي ، ذکر طپش هايم تويي در ميان لحظه ها ، وِرد نفس هايم تويي دم تويي ، بازدم تويي ، هر چه ميانش هم تويي آنکه از رويم زدايد دود و چرک و غم تويي هم پزشک و عابدو قاضي برايم نسخه ها پيچيده اند قصه ي عشق من و جان تو را نشنيده اند هم پزشک و عابد و قاضي براي من تويي ليلي و شيرين و هم مُرضي براي من تويي اي پزشکم ، جان من آزرده است ، دارو کجاست؟ آنکه با من بود هميشه هم رُک و يک رو کجاست؟ عابد من ، زاهد من ، اي هميشه با خدا گو چرا خواهي شوي از اين دل زارم جدا؟ من فراموشت کنم؟ حاشا ، مبادا اين چنان عذر تقصير از حضور آن پزشک و ديگران @kolbeh_shaer
آفرين. خيلي زيبا سروديد
mp3 player شوکر
3-دانلود اهنگ جديد
0 امتیاز
0 برگزیده
1 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
3-دانلود اهنگ جديد عضو گروهی نیست
vertical_align_top